يحيى دولت آبادى
182
حيات يحيى ( فارسى )
نگرانيش از همين چند نفر وكلاى آذربايجانست كه ميداند به هيچ وسيله با او رام نخواهند شد و او را نيكو ميشناسند بلى شاه از وكلاى آذربايجان نگران بوده اتحاد آنها با آقا سيد عبد اللّه و با كابينه ناصر الملك و نفوذ اين جمع دو ملت هم بر نگرانى او افزوده و خواب و راحت ندارد و تا يك اندازه عمليات شيخ نورى هم از روى حسادت بر آقا سيد عبد اللّه و داخل شدن او در حوزه نافذ در مجلس است و چون در ريشههاى قضيه ميدان توپخانه دقيق شويم خواهيم ديد بقضاياى فوق الذكر مربوط مىباشد از طرف ديگر تشكيل هيئت نظامى ملى در بهارستان و انجمنها آن هم در تحت قدرت نافذين البته بر شاه بسى ناگوار است و ميكوشد بهر وسيله باشد آن را برهم بزند از احتشام السلطنه ميخواهد كه سربازان ملى انجمنها را منحل نمايد او هم نظر بكدورتى كه با هيئت با نفوذ دارد بشاه قول داده انجام بدهد اينستكه سعى مىكند تمام مسلحين ملى متفرق و همان دويست نفر كه جبرا به گردن شاه گذارده شده بعنوان مستحفظ ملى در بهارستان بمانند هيئت نافذ اصرار دارند دويست نفر از مسلحين مطمئن در مجلس بمانند و اينمطلب را مقدمه تأسيس نظام ملى ميدانند در اينموضوع كشمكش احتشام السلطنه با هيئت نافذ آشكار شده علنا باهم طرفيت مينمايند شش روز بعد از مصالحه احتشام السلطنه اصرار مىكند نظاميان مجلس ترك سلاح گويند و آنها نميپذيرند بالاخره مقرر مىشود از انجمنهاى ملى كه در مدرسه سپهسالار هستند نماينده بخواهند و گفتگو كنند نمايندگان انجمنهاى ملى كه در مدرسه سپهسالار هستند نماينده بخواهند و گفتگو كنند نمايندگان انجمنها و رؤساى نظامى بهارستان در اطاق مجلس جمع ميشوند احتشام السلطنه ميرود با آنها صحبت ميدارد بلكه آنها را راضى نمايد بمتفرق نمودن مسلحين در صورتى كه قضيه ما بين او و هيئت نافذ مجلس اينطور حل شده است كه فقط دويست نفر اشخاص لايق از مسلحين بمانند و باقى متفرق شوند در اينحال تقىزاده با نگارنده در اطاق رئيس نجوائى مىكند و ميگويد خوب بود احتشام السلطنه را كمك ميكردند كه بتواند نمايندگان انجمنها را قانع نموده مسلحين را متفرق نمايند نگارنده هم بمجمع وارد شده ميبينم كار تمام شده انجمنها به اين شرط راضى ميشوند مسلحين آنها ترك سلاح گويند كه وزير جنگ كه حكومت تهران را هم دارد سند مسئوليت خود را از بابت امنيت شهر بدهد